هزر

«لغت نامه دهخدا»

[هَ] (ع مص) به عصا سخت زدن بر پهلو و پشت کسی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سخت درخستن. || راندن و دور کردن کسی را به عصا. (منتهی الارب). || بر زمین زدن چیزی را. || عطای بسیار دادن کسی را. || خندیدن. || شتافتن به حاجت. || گران کردن نرخ در بیع. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بی اندیشه خریدن چیزی را و درآمدن در آن. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر