«لغت نامه دهخدا»
[هَ چَ / چِ مَ / مِ] (ص مرکب)آنچه دارای هفت سوراخ باشد : چه باید در این هفت چشمه خراس زبهر جوی چند بردن سپاس.نظامی. - کمر هفت چشمه:تاج بر فرق سر نهادندش کمر هفت چشمه دادندش.نظامی. کمر هفت چشمه در بربست بر سر تخت هفت پایه نشست.نظامی.