«لغت نامه دهخدا»
[هَ سَیْ یا رَ / رِ] (اِ مرکب)هفت ستارهء سیار که عبارت از ماه، تیر، زهره، آفتاب، بهرام، برجیس و کیوان است. هفت خدنگ. هفت دختر خضرا. هفت دُر. هفت سالار : ز سیر هفت سیاره(1)، ز دور هفت فلک نظیر تو نتوان یافتن به هفت اقلیم.سوزنی. هر هفت [ وزیر ] بر آسمان دولت شاه چون هفت سیاره بودند. (سندبادنامه). هفت گنبد درون آن باره کرده بر طبع هفت سیاره.نظامی. رجوع به هفت خدنگ، هفت دختر خضرا، هفت دُر و هفت سالار شود. (1) - در این بیت به ضرورت وزن به تخفیف «ی» تلفظ می شود.