هوشیدن

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (مص) تعقل کردن. (برهان). تعقل و تفکر کردن در کاری. (آنندراج) (انجمن آرا). || به زبان پهلوی خشک شدن: بهوشید؛ خشک شد. (حاشیهء فرهنگ اسدی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر