هوله

«لغت نامه دهخدا»

[لَ] (ع اِمص) خویشتن بینی. (منتهی الارب). عُجب. (اقرب الموارد). || ناز. (منتهی الارب). || (ص) زن که به شگفت اندازد از حسن خود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (اِ) آتش که به وی سوگند خورند و آن در جاهلیت بوده است. (منتهی الارب). آتش تهویل و آن آتشی است که در چاهی افروخته میگردید و نمک و کبریت بر آن ریخته میشد و بدان سوگند میخوردند. || آنچه بدان کودک را ترسانند. (اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر