ابود

«لغت نامه دهخدا»

[اُ] (ع مص) برمیدن. رمیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار). وحشی شدن. (زوزنی). وحشت گرفتن، چنانکه بهیمه. || مقیم شدن بجای. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). بجائی مقیم شدن. (زوزنی). ایستادن. استادن. اقامت کردن. || گفتن شعری مشکل که معنی آن دانسته نمیشود. || جاودانه شدن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر