ابوذراعهء جرجانی.(1)

«لغت نامه دهخدا»

[اَ ؟ عَ یِ جُ](اِخ) او را ابوذراعهء معمری نیز گفته اند. از اوست:
اگر بدولت با رودکی نه همسانم
عجب مکن سخن از رودکی نه کم دانم
اگر بکوری چشم او بیافت گیتی را
ز بهر گیتی من کور بود نتوانم.
هر آنکسی که نباشد ز اخترش اقبال
بود همه هنر او بخلق نامقبول
شجاعتش همه دیوانگی فصاحت حشو
سخن گزاف و کریمی فساد و فضل فضول.
رجوع به مجمع الفصحاء ج1 ص82 شود.
(1) - این کنیت در عرب ابوزراعه با زاء معجمهء اخت الراء است و در این جا هم گمان می کنیم همان قسم بوده و کاتب مجمع الفصحاء بغلط با ذال نوشته است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر