«لغت نامه دهخدا»
[اَ عَ دِلْ لاه] (اِخ) حسین بن عبدالسلام. معروف به جمل. شاعری مشهور مادح خلفاء و امراء. او بدمشق نزد احمدبن مدبّر که مقصد شعرای عصر بود شد و این احمد را رسم چنان رفته که بشعرهای مدیحهء خویش چون نیکو بودی صلات جزیله عطا کردی و اگر سخیف و ردی بودی او را با یکی از خدام خویش به مسجد جامع گسیل کردی و خادم تا شاعر صد رکعت نماز نگذاردی او را رها نکردی. ابوعبدالله حسین جمل اشاره به این رسم احمد قطعهء ذیل بگفت و بر وی بخواند و صلت یافت: اردنا فی ابی حسن مدیحا کما بالمدح تنتجع الولاه فقالوا کرم الثقلین طراً و من جدواه دجله و الفرات و قالوا یقبل الشعراء لکن اجل صلات مادحه الصلوه فقلت لهم و ما یغنی عیالی صلاتی انما الشأن الزکاه فیأمر لی بکسر الصاد منها فتصبح لی الصلاه هی الصلات. مولد او پیش از سال 170 ه . ق. بود و عمری طویل یافت و به مصر مأمون را مدح گفت و نیز مدائحی در شأن امرای دیگر وقت دارد. وفات او بربیع الاَخر سال 258 ه . ق. بوده است.