ابوعمرو

«لغت نامه دهخدا»

[اَ عَمْرْ](1) (ع اِ مرکب) شاهین. || پلنگ. || (اِخ) هرتن از قبیلهء بنی ذهل. (المرصع).
(1) - «عَمْرْو» بر وزن «امر» است و «و» آن تلفظ نمی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر