ابومریم

«لغت نامه دهخدا»

[اَ مَ یَ] (ع اِ مرکب) پیادهء قاضی. فراش احضار مدعی علیه قاضی را.(1)
(1) - این کلمه در یادداشتهای من بود و در این وقت که بتدوین آن مشغولم مراجعهء ثانوی بکتابهای دسترس شد و جائی نیافتم.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر