«لغت نامه دهخدا»
[اَ مَ] (اِخ) سوختهء قهندزی. در نفحات جامی آمده است: شیخ الاسلام گفت که با منصور سوخته پیری بود در قهندز وقتی خویشتن را فرا سوختن داد و نه بسوخت از بهر او او را سوخته نام کردند مردی صادق بود - انتهی. و نویسندگان نامهء دانشوران آورده اند که در اواخر مائهء چهارم هجریه در قهندز مشرق و او با خواجه عبدالله انصاری معاصر بوده است و همواره میگفته است که دریغ از مردمی که وقت خود را صرف کار غیر کنند و ندانند که عاقبت مرگ است و از برای خود توشه ای برندارند.