ابونصر

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ] (اِخ) نوازنده ای به دربار محمود غزنوی:
بونصر تو در پردهء عشاق رهی زن
بوعمرو تو اندر صفت گل غزفی گوی.
فرخی.
و رجوع به ابونصر پلنگ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر