«لغت نامه دهخدا»
[اَ نَ] (اِخ) پلنگ. نوازنده ای بدربار محمود سبکتکین غزنوی: بخاصه کز هوا شبگیر آواز کلنگ آید ز کاخ میر بانگ رود بونصر پلنگ آید فرخی. و ظاهراً در بیت ذیل نیز مراد از بونصر همین بونصر پلنگ است: بونصر تو در پردهء عشاق رهی زن بوعمرو تو اندر صفت گل غزلی گوی. فرخی.