اتجار

«لغت نامه دهخدا»

[اِتْ تِ] (ع مص) بازرگانی کردن. (تاج المصادر بیهقی). خرید و فروش کردن. معامله. سودا. بیع و شری. تجارت. (زوزنی) :
هرکه شد مر شاه را او جامه دار
هست خسران بهر شاهش اتّجار.مولوی.
|| دارو بگلوی خود فروبردن. (زوزنی). || میان دهن را علاج کردن. || علاج کردن. (زوزنی). || خویشتن را علاج کردن به وجور. (و وجور داروست که در دهن ریزند). دارو گرفتن بوجور. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر