اثرار

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) به لغت اهل بادیه اسم انبرباریس(1) است. (تحفهء حکیم مؤمن). و در تذکرهء اولی الالباب داود ضریر انطاکی اثرار، امبریاریس آمده است. زرشک. زرک. اثوار. اشوار. زنبر. زنبل. زریک. زرنگ. زراج. زارج. و در برهان قاطع آمده است: اثرار بر وزن و معنی اترار است که زرشک باشد که آن را در آشها و طعام کنند. مقوی دل و معده و جگر باشد. و رجوع به اترار شود.
(1) - Berberis (epine vinette). (ترجمهء فرانسهء ابن بیطار)
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر