اجتلاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) بچیزی که بر تو عرضه کنند نگریستن. (تاج المصادر) (زوزنی). نگریستن بسوی چیزی بتأمل. دیدن. || جلوه دادن بر کسی: اجتلی العروس علی بعلها؛ جلوه داد عروس را بر شوهر. (منتهی الارب). || برداشتن: اجتلی العمامهَ عن رأسه؛ برداشت دستار را از پیشانی. (منتهی الارب). || اجتلاه الجدب؛ بیرون کرد او را قحط از خانمان. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر