احناء

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) جِ حِنو و حَنو. اطراف و جوانب : در وقت قاآن، توراکیناخاتون را با جماعتی از اصحاب حضرت کینه ای در احنای سینه متمکن گشته بود. (جهانگشای جوینی). احناءالوادی. || احناءالامور؛ متشابهات امور. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر