«لغت نامه دهخدا»
[اَ وَ] (ع ن تف) حیله کننده تر. حیله ورتر. حیله گرتر. (منتهی الارب). مکارتر. چاره گرتر. احیل. -امثال: احول من ذئب؛ پرحیلت تر از گرگ. || نعت تفضیلی از حول. گردان تر. گردنده تر. -امثال: احول من ابی براقش. احول من ابی قلمون.