«لغت نامه دهخدا»
[اَ تُ] (اِ مرکب) اخ تف را گویند که آب دهن را جمع کردن و انداختن باشد. (برهان). و افادهء کراهیت و نفرت کند : چون بباید طمع برید از دوست چون توقع نماید از دشمن حق یاری چنین گذاشته اند اخ تفو بر زمانهء ریمن.حکیم نزاری.