اختیار دادن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ دَ] (مص مرکب) تخییر. مختار کردن. قدرت دادن کسی بر انجام کاری :
کنون مر ترا دادم این اختیار
ازین هر دو بگزین یکی را بکار.فردوسی.
وقت ترحم است کنون ای نسیم صبح
کان شوخ اختیار بدست نقاب داد.بیدل.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر