«لغت نامه دهخدا»
[اَ خَف ف] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خفیف. سبک تر. خفیف تر. مقابل اثقل: خزانه بگشادند هرچه اخف بود از جواهر و زر و سیم و جامه بغلامان داد تا برداشتند. (تاریخ بیهقی). -امثال: اخف حلماً من العصفور. اخف رأساً من الذئب و من الطائر. اخفّ من فراشه. اخف من یراعه. || گواراتر. سبک تر: هو من اعذب المیاه و اخفها. (رحلهء ابن جبیر). و اعذب المیاه و اخفها ماء جیحون. (صورالاقالیم اصطخری).