«لغت نامه دهخدا»
[اَ فَ] (ع ص، اِ) خردچشم. بدبین. (تاج المصادر بیهقی). خردچشم کم بین. تنگ چشم. (زوزنی) (زمخشری). صاحب چشم کوچک و کم سو(1). (انساب سمعانی). کسی که در تاریکی بهتر بیند که بروشنائی و در ابر بهتر بیند که روز صافی بی ابر. || شب پرک یعنی روزکور. (آنندراج) : چشم اخفش بنور چشم فلک تا نیارد نگاه کردن خوش بی نظر باد چشم بد بتو شمس(2) چون در آن شمس دیدهء اخفش.سوزنی. || آنکه پلکهای چشم وی علتی دارد بی درد. || شتر که پیش کوهان خرد دارد و دراز نبود. مؤنث: خَفْشاء. ج، خُفْش. || مرغیست. (مهذب الاسماء). (1) - Nyctalope. (2) - نام ممدوح، شمس الدین است.