«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) اِخلاء مکان؛ خالی شدن جای. || خالی کردن جائی را. || خالی یافتن جائی را. || در جای خالی و بی مزاحم افتادن. || خلوت کردن با. در خلوت بردن کسی را: اخلاه معه. || تهی شکم شدن از طعام. || علفناک شدن زمین. با گیاه بسیار شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی): اخلت الارض. || گیاه رویانیدن: اخلی الله الماشیه؛ رویانید خدای تعالی علف را برای مواشی.