«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ خِلط. (دهار). - اخلاط اربعه؛(1) هر چهار مزاج بدن. گشنهای چهارگانه. دم و بلغم و مرتان یعنی مره الصفراء و مره السوداء. رجوع به خلط شود. || اخلاط قوم؛ کسانی که از قوم نباشند و در آن گروه مداخلت کنند. || گروههای مختلفه. گروه هر جنس مردم بهم آمیخته. و واحد آن نیامده است. - اخلاط لزجه؛(2) مایعها که چسبند. || داروهای خوشبو. (غیاث اللغات) (آنندراج). (1) - Les humeurs cardinales. Les quatre humeurs principales. (2) - Les humeurs visqueuses.