ادراک کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ دَ] (مص مرکب)دریافتن. فهمیدن. درک کردن :
چشم از آن حسن جهانگیر چه ادراک کند
در حبابی چه قدر جلوه کند دریائی.
صائب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر