«لغت نامه دهخدا»
[اِدْ] (ع مص) دردمند گردانیدن. (زوزنی). بیمار کردن. (تاج المصادر بیهقی). بیمار ساختن. (منتهی الارب). دردمند و بیمار کردن. مریض گردانیدن. || بیمار گردیدن. (منتهی الارب). بیمار شدن. || بیمار بودن. (منتهی الارب). || تهمت نهادن. (منتهی الارب). || تهمت نهاده شدن. || خوردن سرشیر.