«لغت نامه دهخدا»
[اِذْ ذِ] (ع مص) اذراء به؛ مضطر کردن به. مُلجأ کردن به. ناچار و ناگزیر کردن از: اِذَّرَأَهُ الیه؛ مضطر کرد آن را بسوی وی.