«لغت نامه دهخدا»
[اُ ذُ نُدْ دُب ب] (ع اِ مرکب)(1)دم کرده و جوشاندهء مشتی از آن بهترین مدر بول است و شویندهء گرده ها و خوردن جوشانده و دم کردهء آن برای رفع بادها که بر روی و پشت پای و شکم و جز آن پدید آید نهایت سودمند بود. و ابن البیطار آنرا مرادف فلوموس و بوصیرا گفته است. رجوع به آذان الدب شود. (1) - Uva ursi. Susserole.