«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِ مرکب) درخت امرود را گویند، چه اربو امرود است و دار، درخت. (برهان قاطع) (جهانگیری). امرودبن : بر سر چشمه پای اربودار لیس فی الدار غیره دیار.لامعی. رجوع به اربو شود.