«لغت نامه دهخدا»
[اِ تَ جَ / جِ] (اِ) برق. (برهان) (غیاث اللغات) (شعوری) (رشیدی) : شه نشسته به پشت پیل چو ابر انگژ زر چو ارتجک در دست. فریدالدین احول. رجوع به ابرنجک شود.