ارتمال

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) آلوده گردیدن. (منتهی الارب). آلوده شدن. خون آلوده گردیدن. (آنندراج). آلوده شدن بخون. (تاج المصادر بیهقی). || خوار و حقیر شدن. (منتهی الارب). خوار و حقیر گشتن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر