ارثه

«لغت نامه دهخدا»

[اُ ثَ] (ع اِ) حد فاصل میان دو زمین. (منتهی الارب). ج، اُرَث. || سرگین آماده برای افروختن گاه حاجت. سرگین که بخاک آمیزند و نهند به روز احتیاج. سرگین آماده برای آتش افروختن بوقت حاجت. (منتهی الارب). || زمین سهل. || پشتهء سرخ. (منتهی الارب). اکمه الحمراء. (تاج العروس). || رنگی از رنگهای گوسفند که نقطه های سیاه با نقطه های سفید آمیخته باشد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر