«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) لرزانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). یقال: اُرجِدَ (مجهولاً)؛ لرزانیده شد. (منتهی الارب). || ترس دادن.