«لغت نامه دهخدا»
[ ] (اِخ) سرمق و ارجمان(1)شهرکی کوچک است و ناحیتی است و همه احوال آن همچنان اقلید است امّا زردالو است آنجا که در همه جهان مانند آن نباشد بشیرینی و نیکویی. و زردالوی کشته از آنجا بهمه جایی برند و آبادانست. (فارسنامهء ابن البلخی چ کمبریج ص 124). (1) - ن ل: ارجان.