«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ طَ] (ع مص) برافروختن از خشم. (منتهی الارب). التهاب. از خشم سوختن. (تاج المصادر بیهقی). || نیک خندیدن. || شادان پریدن کبوتر و مانند آن. || فربه شدن شتر. (منتهی الارب). فربه شدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). فربه شدن ستور. || سبک شدن برای کاری و زود برآمدن از آن. (منتهی الارب).