«لغت نامه دهخدا»
"[اِ کَ وُ] (اِخ)(1) موسیوس. یکی از پاتریسین های جوان رومی. وی بهنگام محاصرهء رم بدست پُرسِنّا (507 ق.م.) داخل اردوی دشمن گردید تا شاه را بکشد، ولی فریب خورد و یکی از صاحبمنصبان را بقتل رسانید. او را گرفته بنزد شاه بردند و بامر شاه دست او را در میان آتشی حاد گذاشتند و او اعتراف کرد که سیصد جوان رومی سوگند یاد کرده اند که پرسنا را بکشند، در نتیجه فرمانده اِتروسک متوحش گردیده و با رومیان صلح کرد. (1) - Scaevola, C.Mucius."