«لغت نامه دهخدا»
[اَ لَ] (اِخ) نام قبیله ایست از عرب. (انساب سمعانی ص6 ب). || بنی اسلم نام سه قبیله از قبائل عرب است. (از قاموس الاعلام ترکی). || بطنی از جَرْم. رجوع به جَرْم و صبح الاعشی ج1 ص322 شود. قال الکمیت: کأنّ الغطامِطَ من غَلْیِها اراجیزُ اَسلم تهجو غفاراً(1). (عیون الاخبار ابن قتیبه ج3 ص265). و ذکر اسامه بن زید: ان شیوخاً من اسلم حدّثوه ان رسول الله صلی الله علیه وسلم جاءهم و هم یرمون ببطحان، فقال رسول الله (ص): ارْموا یا بنی اسماعیل، فقد کان ابوکم رامیاً، و انا مع ابن الادرع، فتعدّی القوم فقالوا یا رسول الله، من کنت معه فقد نَضَل. قال رسول الله (ص): ارموا و انا معکم کلکم. فانتضلوا ذلک الیوم ثم رجعوا بالسواء لیس لأحد علی احد منهم فضل. (عقدالفرید ج1 صص141-142). و رجوع به الموشح چ قاهره ص193 و 194 و تاریخ اسلام تألیف فیاض ص88 و 115 و فهرست امتاع الاسماع شود. (1) - الغطامط (بضم الغین المعجمه) صوت الغلیان، و یقال: تغطمطت القدر؛ اذا اشتد غلیانها، و اسلم و غفار قبیلتان کانت بینهما مهاجاه. (عیون الاخبار ج3 ص265 حاشیه).