اسمال

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) کهنه شدن جامه. کهن شدن. (یادداشت مؤلف). || صلح دادن میان دو کس. اصلاح کردن کار مردم: اسمل بینهم اسمالاً؛ صلح کرد میان ایشان. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). || پاک کردن حوض از گل و لای.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر