«لغت نامه دهخدا»
[اَ سِنْ نَ] (ع اِ) جِ سِنّ، بمعنی دندان. || جِ سنان، بمعنی سرنیزه و عصا. (منتهی الارب) : و از اسنهء سرما و باد که هیچ جوشن دافع آن نتوانست بود، اهوال زمهریر معاینه دیدند. (جهانگشای جوینی).