«لغت نامه دهخدا»
[هَ زِ لِ بُ] (اِخ) شاعری از مردم شهر بُست. قطعهء ذیل در ترجمان البلاغهء رادویانی از او آمده است که دربارهء تولد و مرگ دختر اوست: چو دختر بیامد من اندر هزیمت گه آمل گزیدم، گه از شرم، ساری برفت آخر آن مصلحت بر طریقی که رست او ز طعنه من از شرمساری. رجوع به ترجمان البلاغهء رادویانی چ احمد آتش ص12 شود.