«لغت نامه دهخدا»
[اَ نَ / نِ] (اِ مرکب) زندان خانه. اسیرجای : تا در اسیرخانهء آن زلف بود غیر من در شکنجه بودم و او در عذاب بود. محتشم کاشانی.