هضم کردن

«لغت نامه دهخدا»

[هَ کَ دَ] (مص مرکب)تحلیل بردن غذا. (ناظم الاطباء). گذرانیدن و گواریدن و گواردن. (یادداشت به خط مؤلف) :شراب مست کننده طعام را هضم کند. (نوروزنامهء خیام).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر