«لغت نامه دهخدا»
[هِ دَهْ خَ] (اِ مرکب) هفده داو نرد است که هفدهم دستخون بود. (یادداشت مؤلف) : هفده سلطان درآمدند ز راه هفده خصل تمام برده ز ماه.نظامی.