«لغت نامه دهخدا»
[هَ] (ع مص) بیمار سل گردیدن. || رجوع به هلاس شود. || بیخرد گشتن. || لاغر گردانیدن بیماری کسی را. || (اِ) نیکویی بسیار. || بیماری سل. || باریکی و لاغری. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).