«لغت نامه دهخدا»
[هَ هَ] (حامص مرکب)هم قصدی. همراهی. موافقت. (یادداشت مؤلف) : در آن پرده که شیرین ساختی ساز هم آهنگیش کردی شه به آواز.نظامی. رجوع به هم آهنگ شود.