هم پیشه

«لغت نامه دهخدا»

[هَ شَ / شِ] (ص مرکب)هم کسب و هم هنر. (آنندراج). همکار. حریف. (یادداشت مؤلف) :
بپرسیدش از دوستان کهن
که باشند هم پیشه و هم سخن.فردوسی.
پروردگار دینی، آموزگار فضلی
هم پیشهء وفایی هم ریشهء سخایی.فرخی.
تو همشهری او را و هم پیشه ای
هم اندر سخن چابک اندیشه ای.نظامی.
بود هم پیشه را هم پیشه دشمن.نظامی.
گرگ در دشت و شیر در بیشه
همه هم حرفتند و هم پیشه.اوحدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر