«لغت نامه دهخدا»
[هِ زِ پِ زِ] (اِ مرکب، از اتباع)خرت وپرت. اسباب بی ارزش. (یادداشت مؤلف). آشغال. چیزهای بدردنخور. خرده ریز. (یادداشت مؤلف). معمو به چیزهایی نیز اطلاق شود که آلوده باشد.