هنگام جوی

«لغت نامه دهخدا»

[هَ] (نف مرکب) آنکه برای هر کار زمان مناسب بجوید :
سدیگر سخنگوی هنگام جوی
بماند همه ساله باآبروی.فردوسی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر