هنگفت

«لغت نامه دهخدا»

[هَ گُ](1) (ص) گنده و سطبر و ضخیم. (برهان) :
بهترین جامه ای بود هنگفت
مر مرا اوستاد چونین گفت.سنائی.
فرستادم به خدمت رقعهء وی
به دست پهلوی هنگفت و لمتر.ابن یمین.
|| کنایه از بسیار هم هست و صاحب مؤیدالفضلا بجای نون تا آورده است که هتگفت باشد. (برهان).
(1) - به ضم اول هم آمده است. (برهان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر