«لغت نامه دهخدا»
[هَ گُ](1) (ص) گنده و سطبر و ضخیم. (برهان) : بهترین جامه ای بود هنگفت مر مرا اوستاد چونین گفت.سنائی. فرستادم به خدمت رقعهء وی به دست پهلوی هنگفت و لمتر.ابن یمین. || کنایه از بسیار هم هست و صاحب مؤیدالفضلا بجای نون تا آورده است که هتگفت باشد. (برهان). (1) - به ضم اول هم آمده است. (برهان).