هوشمندی

«لغت نامه دهخدا»

[مَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی هوشمند. ذکاء. ذکاوت. فطانت :
جوانان ورا پاسخ آراستند
دل هوشمندی بپیراستند.فردوسی.
بالای سرش ز هوشمندی
میتافت ستارهء بلندی.سعدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر